مرتضی ممیز پدر گرافیک ایران در گذشت
مرتضي مميز هنرمند گرافيست به دليل ابتلا به بيماري سرطان پروستات بامداد شنبه ۵ اذر ۸۴ در بيمارستان ابان تهران در گذشت.
زنده ياد مرتضي مميز از درخشان ترين چهره هاي فرهنگ يكصد سال اخير ايران بود و از حيث جامعيت و اثر گذاري و مديريت و تعهد هنرمندي تمام و كمال و معلمي يگانه بود. مرتضي مميز متولد ۱۳۱۵ و فارغ التحصيل رشته نقاشي از دانشكده هنرهاي زيباي دانشگاه تهران و داراي گواهينامه طراحي غرفه و ويترين و معماري داخلي از مدرسه عالي هنرهاي تزييني پاريس بود.
پيكر استاد مميز ساعت ۹ صبح فردا ۷ اذر پس از تشييع از مقابل خانه هنرمندان ايران در باغبان كلا واقع در كردان كرج به خاك سپرده مي شود.
"همشهری"

+ نوشته شده در یکشنبه
1384/09/06ساعت 23:29  توسط مریم
|
(قسمت اول)
ان چه فمنیست ها خلق می کنند و تحلیل هایی که ارایه می دهند عمیقا بر روش های زیبایی شناسانه پیشین تاثیر گذاشته و موجب شده که تغییرات زیادی در نگرش های فلسفی قرن بیستم و دنیای هنر (خصوصا هنرهای تجسمی) ایجاد شود. این تحولات اغلب موضوعی برای مباحث فلسفی در تحلیل سنت ها و تعاریف احتمالی هنر بود. یکی از اولین چالش ها در این زمینه ناشی از حقیقتی است که هنرمندان معاصر همواره با پرسش ها مفاهیم و ارزش های تعریف شده از هنرهای پیشین درگیر هستند اما فمینیست ها با ژرف نگری بسیار و نگاهی محققانه به دسته بندی های هنرهای زیبا نگریستند به سلسله مراتب ها چرا که این دسته بندی ها همراه با قسمت اعظمی از فعالیت های زنان و کوشش هایشان همراه بوده است.
زنان معاصر با تئوری های فمینیستی خود نظرهای جدیدی را با صدای بلند اعلام کردند و کاستی ها و کمبودها و طبع مردسالانه و نژادپرستانه بودن تاریخ هنر را به خوبی نشان داده اند. در دهه های اخیر خصوصا در دهه گذشته زنان در دیگر گونگی تاریخ هنر فعالیت های زیادی را از خود بروز دادند. از جمله گزیلدا پولاک که کتابی در این خصوص نگاشت و نشان داده که چگونه باید یک تغییر اساسی در افکار عمومی به وجود اوریم, تاریخ هنر, تاریخی مردسالانه است.
تاریخ هنر فقط تاریخ هنر مردان سفید پوست اروپایی است نه نشانی از زنان در ان وجود دارد و نه حتی رنگین پوستان. اینان همواره از اموزش هنر محروم بوده اند. زنان هیچ گاه به هیچ اکادمی هنری راه نیافتند و ان معدود زنان نقاش نیز همیشه با پدران یا شوهران خود نقاش بوده اند.
شخصیت دیگری که به بحث عدم حضور زنان بزرگ در هنر پرداخت لیندا ناکلین می باشد. از منظر او دغدغه فقط این نیست که به تعداد اسامی اضافه شود او خواهان ریشه یابی علت هاست.ان چه را که به عنوان هنرمند زن داریم با یک نگرش قدیمی همراه است.
یکی از گروههای هنری که در شکل دهی به جریان فمینیستی و نقد تاریخ هنر نقس موثری را ایفا نموده گروه guerrilla girls می باشد.
ادامه دارد ...
"تندیس"
+ نوشته شده در دوشنبه
1384/08/09ساعت 23:32  توسط مریم
|
هم اندیشی تخیل هنری
دومین هم اندیشی تخیلی هنری در روزهای ۲۳ و ۲۴ ابان ماه در تالار فارابی دانشگاه هنر برگزار می شود. در این هم اندیشی محققان اندیشمندان و صاحب نظرانی از ایران فرانسه و انگلستان همانند مایکل بری, میشل کارناو, انتوان قور و جان میشل هرت سخنرانی می کنند.
+ نوشته شده در دوشنبه
1384/08/09ساعت 22:32  توسط مریم
|
نمایشگاه "جنبش هنر مدرن" مجموعه اثار خارجی گنجینه موزه هنرهای معاصر تهران تا اخر وقت روز جمعه سیزدهم ابان ماه تمدید شد. به گزارش روابط عمومی موزه هنرهای معاصر تهران نمایشگاه "جنبش هنر مدرن" که قرار بود تا پایان مهر ماه به کار خود ادامه دهد بنا به استقبال گسترده تا اخر وقت سیزدهم ابان ماه ۸۴ برای بازدید پذیرای علاقه مندان است. در این نمایشگاه ۱۷۰ تابلو ۱۵ مجسمه و ۵ اثر مفهومی از هنرمندان بنامی همچون پیکاسو, پیسارو, وانگوگ, اندی وارهول, جکسون پولاک, شاگال, میرو, کله, مونه, راوشنبرگ و ... به تماشا گذاشته شده است. ساعت بازدید از این نمایشگاه همه روزه ۹ تا ۱۸ و جمعه از ۱۴ تا ۱۸ است.
"همشهري"
+ نوشته شده در جمعه
1384/07/29ساعت 23:2  توسط مریم
|
مدرکی به دست امده که نشان می دهد پابلو پیکاسو بر خلاف ان چه همیشه ادعا می کرد خواهان داشتن ملیت فرانسوی بوده است.
در روز ۳ اوریل ۱۹۴۰ پابلو پیکاسو فرم درخواست ملیت فرانسوی را پر می کند اما درخواست او به خاطر فعالیت سیاسی اش رد می شود. پیکاسو در جوانی انارشیست و در سال های بعد کمونیست بوده است. علاوه بر این پیکاسو بیشتر ثروت خود را خارج از فرانسه نگهداری می کرده است. شایان ذکر است در سال ۲۰۰۰ کا.گ.ب. این پرونده را به دولت فرانسه باز گرداند.

+ نوشته شده در چهارشنبه
1384/07/27ساعت 10:25  توسط مریم
|
پروفسور مارگارت از دانشگاه هاروارد نظریه ای را در خصوص راز تابلو معروف لئوناردو داوینچی یعنی لبخند ژوکوند ارایه داده است که به زعم وی معمای این اثر مرموز را نمایان می کند. وی معتقد است لبخند مونالیزا هنگامی پدیدار می شود که بیننده به قسمت های دیگر اثر هم نگاه کند. زیرا چشم انسان دارای دو نوع نگاه می باشد. نگاه مستقیم انسان را قادر به دیدن جزئیات می کند اما کمتر می تواند متوجه سایه ها باشد و لبخند مونالیزا تنها هنگامی نمایان می شود که به چشمان و سایر قسمت های صورت نیز خیره بمانیم.

+ نوشته شده در چهارشنبه
1384/07/27ساعت 10:18  توسط مریم
|
+ نوشته شده در سه شنبه
1384/07/26ساعت 20:11  توسط مریم
|
دیدیم که فوویستها در پیروی از قوانین رنگی و طبیعی عصیان کردند اما در حدود ۱۹۰۸ میلادی شاهد حرکت دیگری برای شکستن سنتهای رایج هنری هستیم. این حرکت که بعدها تبدیل به یک سبک هنری شد کوبیزم یا کوبیسم نام دارد.کوبیسم کوششی بود برای انطباق عناصر بازنمایی تصویر با نظم مستقل شکلهای رنگین یعنی همان وظیفه ای که برای نظریه پردازان هنر دهه نخست مبرم می نمود. پیکاسو(picasso) و براک (braque) پیشگامان این سبک بودند. پیکاسو و براک ابتدا جداگانه و سپس همراه با هم به راه حلهایی تازه رسیدند که تحت عنوان "کوبیسم" نامیده شد. واژه کوبیسم از ریشه cube به معنای مکعب اخذ شده.
این دو هنرمند مسئله نمایش سه بعدی فرم (یعنی فضا)را با تدبیر و شگردهایی متفاوت با میثاقهای سنت نقاشی اروپایی حل کردند. اما علاوه بر این به نتیجه ای کاملا جدید نیز دست یافتند و ان تبلور بعد چهارم (یعنی زمان) در تصویر بود.
فضای پرسپکتیوی یا فضای که از یک نقطه دید واحد ترسیم شده باشد از زمان ماساچو در نقاشی غربی مطرح شد. درباره این فضا خشک و هندسی می توان گفت که تمام اشیا ارائه شده در ان "همزمان" هستند. اما کوبیسم با همزمان کردن نقاط دید مختلف یکپارچگی قیافه اشیا را به هم میزند و به جای ان شکل "تجریدی" (ابستره ای) را ارائه می کند بدین معنا که هنرمند کوبیست اشیا را در ان واحد از زوایای مختلفی می بیند اما تمامی تصویر را که دیده است به ما نشان نمی دهد بلکه فقط عناصر و اجزایی از انها را انتخاب کرده و روی سطح دو بعدی تابلو می نمایاند. از این روست که یک اثر کوبیستی مغشوش و در هم و غیر طبیعی جلوه می کند. بنابر این هنرمند کوبیست که دیگر دربند یک نقطه دید واحد نیست می تواند هر شی را نه به عنوان یک قیافه ثابت بلکه به صورت مجموعه ای از خطوط و سطوح و رنگ ببیند.
کوبیستها به دنبال برقراری روابط متفاوتی بین عناصر تصویری سه بعدی بودند. اثار این هنرمندان هم مانند فوویستها صرفا در عناصر بصری خلاصه می شد و حاوی پیام خاصی نبود: یکی از انتقاداتی که برخی از منتقدین و بسیاری از عامه مردم به اینگونه اثار داشته و دارند قابل فهم نبودن این نقاشیها است. اکثر این نقاشیها پیام خاصی برای بیننده ندارند و صرفا تعمق و تجسسی هستند در شکل, رنگ سطح, حجم, سایه و روشن, و ترکیب انها.
اما همه این اثار هم بی تاثیر از اتفاقات و شرایط اجتماعی خلق نشده اند. تابلوی گورنیکا یکی از معروف ترین اثار پیکاسو است که تحت تاثیر امواج تلخ ناشی از جنگ و ادم کشی خلق شده است.
برخی مورخان سه دوره برای تحول کوبیسم قایل می شوند:
دوره سزان(۱۹۰۷ـ۱۹۰۹) دوره تحلیلی(۱۹۱۰ـ۱۹۱۲) و دوره ترکیبی(۱۹۱۳ـ۱۹۱۴)
داگلاس کوپر اغاز کوبیسم را پرده "دوشیزگان اوینیون" اثر پیکاسو(۱۹۰۷) و پایان ان را پرده "سه نوازنده" اثر همین هنرمند(۱۹۲۱) می داند.
مورخ نامبرده بر اساس دوره بندی رنسانس کوبیسم را به مراحل "نخستین" (۱۹۰۶ تا تابستان ۱۹۱۰) "اوج" (تابستان ۱۹۱۰ تا زمستان ۱۹۱۲) و " پسین" (پایان ۱۹۱۲ تا ۱۹۱۴) تقسیم می کند و عقیده دارد که سالهای ۱۹۱۴ تا ۱۹۲۱ سالهای جمع بندی دستاوردهای مراحل قبل در اثار پیکاسو, گریس, براک است.
+ نوشته شده در سه شنبه
1384/07/26ساعت 19:53  توسط مریم
|
+ نوشته شده در سه شنبه
1384/07/19ساعت 19:50  توسط مریم
|
عنصر رنگ در اثار نقاشان پيشگام قرن بيستم بويي فردي و شخصي گرفت. اين نقاشان خواستهاي دروني خود را به انعكاس واقعيت بيروني ترجيح دادند. انها با استفاده پرشور غيرواقعي و زمخت از رنگ تابلوهايي كشيدند و اثارشان را در سال ۱۹۰۵ در سالن پاييز پاريس به نمايش گذاشتند . يكي از منتقدان معروف فرانسوي (لويي وكسل) پس از مشاهده اين اثار به ايشان لقب فو(fauves) داد . اين واژه فرانسوي به معناي "دد" يا "جانور وحشي" است. اين لقب به واسطه برخورد زمخت و جسورانه با رنگ بر ايشان نهاده شد. بعدها با نام فوويسم يا ددگري براي اين شيوه از نقاشي ثبت شد و رفته رفته از ان به عنوان يك سبك نقاشي ياد شد.
از مهم ترين دستاورد فوويستها استقلال رنگ و فرم در اثارشان بود.
از هنرمندان اين سبك: هانري ماتيس"سردمدار اين سبك", وان دونگن, ماركه, دوفي, ولامينك, درن, روئو و ...قابل ذكر مي باشند.
هدفهاي ماتيس و دوستانش را مي توان چنين خلاصه كرد:
تصوير, يك "فضاي معنوي" است; از هر گونه سه بعدنمايي بايد دوري جست; شكلهاي طبيعي بايد از نظم معنوي تصوير پيروي كنند; نور بايد به واسطه رنگ بيان شود گستره تصوير بايد با قطعات رنگي صريح مفصلبندي شود زيرا به مدد رنگهاي صريح و خالص است كه " حداكثر بيان" به دست مي ايد. به زبان نقاشي "بيان" و "ارامش" مفاهيمي مترادف اند چرا كه به قول ماتيس"بيان در روش تفكر من عبارت از بازتاب انفعالات باز تابنده بر يك چهره و يا اشكار شده توسط حركات و اشارات شديد نيست. كل ارايش تابلوي من بيانگر است... تركيب بندي يعني هنر ارايش عناصر مختلفي كه نقاش براي بيان احساسهايش در اختيار دارد... يك اثر هنري به هماهنگي كل نايل ميشود".
اوج فعاليت فووها از ۱۹۰۴ تا ۱۹۰۷ بود پس از ان هر يك به راهي رفتند و گروه از هم پاشيده شد تعدادي از اعضاي گروه جذب سبك اكسپرسيونيسم شدند و گروهي در سال ۱۹۰۸ به كوبيستها پيوستند.
+ نوشته شده در سه شنبه
1384/07/19ساعت 16:27  توسط مریم
|